اندکی شبیه دریا شده ام

دانلود فیلم و سریال دانلود فیلم و سریال


من آهسته آمدم کنار وقفه ای از دریا
رو به روی کبوتری که از غروب می وزید
چشم به راه آوازی که دریا
از آغاز پرنده زیر گوش بچه ماهی ها خوانده بود...مریم اسدی

فکر کنم بیشتر ما این خصلت رو داریم که وقتی تو یه فصل از زندگی هستیم فقط منتظر برگ خوردن روزهاییم و وقتی فصل عوض میشه تازه قدر و ارزش برگهای فصل قبلی رو میدونیم...

تعطیلات رو بوشهر بودیم ...کنار خانواده...دیدار با دوستان قدیمی... دستپخت مامان...

دست های مهربون مادربزرگ...

دریای آبی

 و... و... و...اینها رو سالها داشتمشون و شاید اینقدر که الان حال دلم رو خوب میکنن... اصلا نمیدیدمشون 

پسری هم حسابی مشغول بود و بهش خوش میگذشت .

و نفس خاله ...عسل... شیرین زبون ...خوردنی ...اصلاااا زندگی.... خیلی عزیزه... خیلی... از اون دخملای خاص و یه معجزه

حس میکنم تو این چند روز اندکی شبیه دریا شده ام.... 

 پرواز صبح زوووود و پسری خواب آلو

خونه باغ دختر خاله جان سحر ...نفس های من با توپ هدیه خاله نیلانی 

نفس های من با توپ هدیه خاله آنی که کلی ماجرا داشتن واسه خریدنش.یونا این توپ رو دوست داشت و خاله آنی خواست واسش سوپرایزی بخره و عسلک خاله گفت من میام توپ بنفشه رو میخرم و میدم به داداش و خاله آنی فکر کرد میدونه که داداش یونا کدوم توپ رو دوست داشته تا نگو شیطون بلا خودش هم این توپ بنفشه رو دوست داشته و مجبور شدیم عکس توپها رو بفرستیم واسه یونا و یونا توی ردیفهای توپ اونی که دوست داشت علامت زد و عکسش رو فرستاد و جالبه که متوجه خالی بودن جای توپ بنفش شده بود و به مامان عاطی گفته بود حدس میزنم اون رو هم برای عسلک خریدن 

کافه دلفین لب دریا مهمان خاله نیلانی

یه صبحانه عالی لب دریا مهمان دایی و زن دایی جان

 


مشخصات

  • منبع: http://youna.persianblog.ir/post/605
  • کلمات کلیدی: دوست ,یونا ,دریا ,دوست داشته ,دریا مهمان ,دوست داشت ,هدیه خاله ,شبیه دریا
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها